
عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شاید و اما دارد...
تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد...
عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد
شاعر: فاضل نظری
سلام عزیزم
مهرنوش دنبال شعر عاشقانه بودم که اینو دیدم
بخونش
قشنگ گفته
{ بازی عشق مگر شاید و اما دارد/|/تلخی عمر به شیرینی عشق اکنده است/چه سرانجام خوشی گردش دنیا دارد }
اره عزیزم
زندگی تلخه ولی با عشق شیرین میشه
الان که فکر میکنم میفهمم چرا کسانی که عاشق واقعی هستن جوون تر و سر زنده تر هست
این حرفم شامل عشق به خدا که والا ترین عشق دنیا هست تا عشق زمینی
ولی داخل عشق زمینی که عشق عاقلانه زمینی باشه باعث میشه انسان هر روز بیشتر از قبل احساس طراوت و سر زندگی کنه
مهرنوش این همه گفتم
عشق تو برعکس تمام داستان های عاشقه یا اشعار عاشقانه که میگه عشق تو پیر و زمینگیرم کرد
منو داره هر روز شاداب تر و جوون تر میکنه
دلیلشم با توجه به شعر گفتم
امروز11 دی 1396 ساعت 15:53
امشب شب تولد محبوبم هست و فردا روز تولد زندگیم
حرف دارم ولی دوست دارم ادامشو تو پر کنی
هرررررر نظری بزاری من میزارمش زیر همین
محسن چیزایی که مینویسم حرف دلمه لطفا ناراحت نشو بعدش حرفای دیگه هم دارم..
امروز تولدمه...
روزي كه پا به اين دنياي بي رحم گذاشتم.
روزي كه چشمامو باز كردم و به خيال خودم به دنيايي
رسيدم كه از دنياي قبليم هزاران بار بزرگتر بود.
وقتي آدماي اطرافم رو ميديدم كه منو بغل ميكردن و مي بوسيدن،
با خودم ميگفتن چه آدمايمهربوني.چقدر خوشحالن.چقدر دوستم دارن.
فكر ميكردم آدما هميشه خوشحالن.هميشه دوستم دارن و بهم كمك ميكنن.
اما هرچي كه بزرگترشدم ديدم قلب اونا كوچيك تر و كوچيكتر ميشه.
فهميدم توي دنيا هميشه مهربوني و شادي نيست.
دعوا وناراحتي هم پيدا ميشه.كنار هر شادي و لبخندي،
ناراحتي و اشكي هم وجود داره.
ميگفتم شايد بعضي وقتا ظاهر آدما بد جلوه كنه
اما مهم اينه كه قلبشون هميشه پاكه...
اما حالا فهميدم همه ي دنيا ناراحتي و خيانته.
فقط گاهي شادي و زيبايي هم دركنارش پيدا ميشه.
فهميدم نبايد به ظاهر آدما اعتماد كرد.
ظاهرشون زيباست اما قلبشون پر از نامرديه.
اونايي كه 1عمر باهاشون زندگي كردي و فكر ميكردي احساستو ميفهمن،
يه روز جوري احساستو نابود ميكنن و ميسوزوننت كه
هيچكي نميتونه خاموشت كنه..
فكر ميكردم عشق مقدسه...
فكر ميكردم همه معني عشق رو ميفهمن و بهش احترام ميذارن
اما حالا
فهميدم واژه ي عشق براي خيلي ها غريبه...
به جز جدا كردن عاشقا ديگه به هيچي فكر نميكنن...
آره...امروز تولدمه...
روزي كه ديگه برام معنايي نداره...
روزي كه پر از ناراحتي و غمه...
خداياااااااااااااااااااااااا ااااااااااا.................
از اين روز متنفرم...............
از روز تولدم بيزارم.............
اين روز رو نميخوااااااااااااااااااااااااا اااااااااااااام......
خسته شدم بس تو این چند روز تظاهر کردم به خوب بودن
آره بازم همون تظاهر همیشگی
قــــــــــورت دادن بــــــغـــــــض
پاک کردن یواشکی اشــــــک
لبخند زدن
وگفتنِ این جمله ی لعنتی
من حالم خوبه ، قوی باش همه چی درست میشه
ولی نمیدونم کی قراره درست شه
اقایی امشب که برام گل آوردی حس کردم خوشبخت ترین دختر روی زمینم
آقایی من قبل از تو اصلن زندگی خوبی نداشتم همش افسرده همش خودخوری همش تظاهر به خوب بودن میکردم
ولی محسنم یچیزی رو میخام راستشو بهت بگم !!
تا وقتی کنارمی خوشحالم همین ک پاتو میذاری اونور که بری باز غمگینم تازه وقتی ام کنارمی همش ترس از رفتنت کلافم میکنه
راستشو بخوای دلم میخاد یک ثانیه هم از کنارم تکون نخوری..
میدونم محاله ولی تنها خواستم از خدا همینه..
دوستم میگف هر کسی شب تولدش هر چی از خدا بخواد خدا بهش میده محسنم من امشب ترو از خدا خاستم ..
میدونی محاله ولی بازم ناامید نیسم و با تمام وجودم ترو ارزو کردم..
حرفام ادامه داره آقایی...
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده