صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم
و دلم لبریز است از دیدن خورشید جانم
تا جان ببخشد و ذوب کند یخهای کسالت و اندوه را تو با چشمانت زندگی
و شادی را برایم به ارمغان می اوری ساده می ایی
و پر شکوه و چه میدانی از غوغا و بلوایی که بپا میکنی دردرونم .
چشانم سخت تورا میجویند ای جاری زلال . ای تابیده بر دلت مهر.
و من باز هم از دستانت شکوفه مهربانی میچینم امروز .
صبح بخیر عزیزم
سلا عزیزم خانوم خوبیم خوبی؟
از دستم خیلی ناراحتی؟؟؟؟؟
اخ ببخشید
عزیز دلم امروز 7 دی 1396 هست و 5 روز دیگر تولدت هست
عشق زیبای من
زندگی من بی نهایت دوستت دارم که قابل شمارش نیست
امیدوارم که بزودی زود این جشن زیبا رو در کنارهم بگیریم
می خوام همه ی دنیا بفهمن که من عاشق تو هستم
و تو زندگی من هستی ای زیبا تر از زیبا تولدت مبارک عزیزم

تولدت مباری دنیای من
خانومی شاید باورت نشه ولی با این که کادویی برای تولدت نگرفتم ولی همش درگیر اینم که یه جوری برای تولدت سورپرایزت کنم
زندگی من الان که این پست رو میخونی موضفی لبخند بزنی
و و و بیو تلگرامتم بردار
عزیزدلم
تو تمام زندگی و تارپود منی
خانومی بهت گفته بودم که یه تسبیح دارم که با خاک صحرای کربلا درست شده
و کاملا دست سازه
خیییییییلی اون تسبیح رو دوست دارم تا حالا نشده نگاهی به اون تسبیح کنمو ازش چیزی بخوام و در اخر عملی نشه
عزیزم اول ببخشید و دوم ببخشید
من هم داخل مهرتم هم داخل کادو تولد
بیشتر از اونی که فکر میکنی
فعلا اللحساب این تسیبح رو به عنوان کادو از من قبول بکن بعد برایت یه کادو میخرم
این تسبیح رو به عنوان یه هدیه برای یادگاری همشگی از من قبول بکن
مرسی خانومی
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
عشق را با تو می شناسم ، زندگی را با تو زیبا میبینم اگر گهگاهی چند خطی می نویسم به عشق تو است و اگر اینک نفس می کشم و زندگی میکنم به خاطر وجود تو هست هم نفسم ای تو که مرا عاشق خودت کردی نمی دانی که چقدر دوستت دارم نمیدانی که با تو چه آرزو هایی در دل دارم ... اگر از عشق تو می نویسم به عشق تو است و با وجود تو
عشقت برای من پاک و مقدس است ......
خانومی
امروز 07 دی 96 ساعت 9 تولدت مبارک
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده