
سلام مهرنوشم
خوبی عزیزم؟
مهرنوش دیشب داشتیم درمورد رسیدن ما دو تا به هم حرف میزدیم
من هنوزم میگم این کار شدنیه
ولی به راحتی نه
مهرنوش داستان زندگیمو گفتم بهت تا حالا به هر کسی کوچکترین احساسی داشتم اونو مدام مقایسه میکردم که ایا این بدرد من میخوره یا نه
ولی مهرنوش تو رو تا حالا با هیچ کس مقایسه نکردم و در این حال و در این زمان تو بهترین انتخاب برای منی
و فکر میکنم این انتخاب تغییر نکنه
تو گفتی خودتو برای رفتن من اماده کردی؟
در واقع منم اماده رفتن تو نسیتم ولی اگه بری... بیخیال نمیخوام بهش فکر کنم
از اینا بگذریم مهرنوش
من هر روز فقط و فقط یه چیزی رو در خودم میبینم
اونم اینه امروز بیشتر از دیروز عاشق تو هستم.
مهرنوش از این که میگی برم برات بخرم خوشم میاد
دیروز که اومدی بهم گفتی میری برام بخری؟
نمیدونم چرا ولی خوشم اومد
ادامه رو شب مینویسم
نمیزاری تمومش کنم
ساعت 15:27 دقیقه 1396/10/19
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده