خرید بک لینک

u202bمن در این چند شبی که در اینجا برنامه دارم، روی دو موضوع صحبت خواهم کرد:u202c

۱- "تنهایی و علی"u202c

۲- "پیروزی در شکست"u202c

u202bما همیشه پیروزی را در پیروزی میبینیم و میشناسیم، اما علی درس بسیار بزرگی داده است و آن پیروزی در شکست است.u202c

u202bچگونه یک امام، یک رهبر و یک قائدِ انسانی گاه با موفق شدن و پیروز شدن درس میدهد و گاه با پذیرفتن شکست، گاه با سخن می آموزد و گاه باu202c u202bسکوت؟u202c

u202bدر مقاله ای که دربارهٔ حضرت امیر نوشته بودم، اشاره کردم که نهج البلاغه بعد از قرآن بزرگترین کتاب ماست که آن را نمی خوانیم و نمی دانیم وu202c u202bنمی شناسیم. چنان که قرآن هم همین طور: قرآن را هم فقط ستایش میکنیم، میبوسیم و تَبَرُک میدانیم.u202c

u202bآن همه تجلیل و ستایش میکنیم، اما چه فایده دارد، چه تاثیری میتواند داشته باشد، وقتی که درونش را ندانیم چه میگوید؟u202c

u202bشخصیت های بزرگی هم که میتوانند نجات بخش ملت ما، جامعه ما و نسلهای آیندهٔ ما باشند همین طورند.u202c

u202bِu202cu202bدر آن مقاله نوشتم که نهج البلاغه، به اقرارِ اغلب دانشمندان و نویسندگان و ادبای حتی معاصرِ غیرِشیعی، زیباترین متن عرب است؛ سخنانی کهu202c u202bاز نظرِ ادبی در اوج زیبایی و از نظرِ فکر در عمق بسیار و از نظرِ اخلاق سرمشق و نمونه است؛ در آن عباراتی هست که هر خواننده ای اقرار میکند که درu202cu202bبشریت نظایرِ این عبارات وجود ندارد. این، عبارات و سخنان علی است.u202c

u202bمن در این چند شبی که در اینجا برنامه دارم، روی دو موضوع صحبت خواهم کرد:u202c

۱- "تنهایی و علی"u202c

۲- "پیروزی در شکست"u202c

u202bما همیشه پیروزی را در پیروزی میبینیم و میشناسیم، اما علی درس بسیار بزرگی داده است و آن پیروزی در شکست است.u202c

u202bچگونه یک امام، یک رهبر و یک قائدِ انسانی گاه با موفق شدن و پیروز شدن درس میدهد و گاه با پذیرفتن شکست، گاه با سخن می آموزد و گاه باu202c u202bسکوت؟u202c

u202bدر مقاله ای که دربارهٔ حضرت امیر نوشته بودم، اشاره کردم که نهج البلاغه بعد از قرآن بزرگترین کتاب ماست که آن را نمی خوانیم و نمی دانیم وu202c u202bنمی شناسیم. چنان که قرآن هم همین طور: قرآن را هم فقط ستایش میکنیم، میبوسیم و تَبَرُک میدانیم.u202c

u202bآن همه تجلیل و ستایش میکنیم، اما چه فایده دارد، چه تاثیری میتواند داشته باشد، وقتی که درونش را ندانیم چه میگوید؟u202c

u202bشخصیت های بزرگی هم که میتوانند نجات بخش ملت ما، جامعه ما و نسلهای آیندهٔ ما باشند همین طورند.u202c

u202bِu202cu202bدر آن مقاله نوشتم که نهج البلاغه، به اقرارِ اغلب دانشمندان و نویسندگان و ادبای حتی معاصرِ غیرِشیعی، زیباترین متن عرب است؛ سخنانی کهu202c u202bاز نظرِ ادبی در اوج زیبایی و از نظرِ فکر در عمق بسیار و از نظرِ اخلاق سرمشق و نمونه است؛ در آن عباراتی هست که هر خواننده ای اقرار میکند که درu202cu202bبشریت نظایرِ این عبارات وجود ندارد. این، عبارات و سخنان علی است.u202c

u202bاما من معتقدم که از همه سخنانی که علی در مدت عمرش گفته است، جمله ای از همه رساتر، بلیغ تر، زیباتر، اثر بخش تر و آموزنده تر وجود داردu202c u202bو آن:u202c

u202b"۲۵ سال سکوت علی است"u202c که خطاب به همه انسانها است، انسانهایی که علی را میشناسند.u202c

u202bبیست و پنج سال سکوت در نهایت سختی و سنگینی برای یک انسان، آن هم نه یک انسان گوشه گیر و راهب، یک انسان فعال اجتماعی.u202c u202bاین سکوت، خود یک جمله است، یک سخن است.u202c u202bبنابراین امام، گاه با سخنش حرف میزند و گاه با سکوتش، گاه با پیروزیش درس میدهد و گاه با شکستش.u202c

u202bخطاب او به ماست و رسالت ما نیز معلوم است: u202bشناختن این درسها،u202c و خواندن این سخنانu202c u202bو شنیدن این سکوتها...u202c

u202bمساله ای که در اینجا لازم است مطرح کنم بیماری عوام زدگی است که بعضی از مکتب ها و یا بعضی از ادیان، گاه دچارِ آن میشوند.u202c u202bفلسفه ایَنشتن هیچ گاه دچارِ عوام زدگی نمیشود، زیرا موضوعی است که فقط عده ای مُتخصص ریاضی و فیزیک با آن سر و کار دارند و متخصصینu202c u202bِu202cu202bریاضی و فیزیک، چون زبان اَینشتن را به درستی میفهمند، نمیتوانند مَسخش کنند، عَوضش کنند و یا تحریفش نمایند.u202c

u202bاز این رو این گونه مکتبها و فلسفه ها همیشه از بیماری عوام زدگی به دور است و در بین یک عده مُتخصص که در سطح درک و فهم آن هستندu202c u202bِu202cu202bمَحصور میماند. اما نوعِ دیگری از مذاهب و مکتبهای علمی و اجتماعی وجود دارد که به علت آنکه خَطاب شان به تودهٔ مردم است، بیماری عوام زدگیu202c u202bزود در آن رسوخ میکند. یکی از آثارِ این بیماری، بَد تلقی کردن مفهوم و حقیقت واقعی مکتب است.u202c

u202bعوام زدگی بیماری ای است که حقیقت یک فکر و یا یک انسان را دگرگون میکند، در قالب فکرِ کوتاهِ خودش می ریزد و رنگ سنتها و عادتها وu202c u202bسلیقه ها و تربیت های شخصی خودش را به این مکتب تازه، به این مذهب تازه میزند و به کلی عَوضش میکند. معنی "اسلام پوستین اش را بر عکسu202c u202bو چپه تنش میکند" این است.u202c

u202bیکی از مواردی که به عنوان نمونه برای فهمیدن بیماری عوام زدگی میتوان گفت، تلقی ایی است که از انسانهای بزرگ و شخصیتهای برجسته ایu202c u202bکه در مذهب ما وجود دارند میشود. ارزشهای واقعی یک انسان را درک نمی کنیم و مثلاً نمیدانیم علی چرا بزرگ است؛ فقط میدانیم که بزرگ است؛u202c u202bمیدانیم که عظمت دارد، میدانیم که از ما خیلی عالیتر و متعالی تر است، ستایش اش میکنیم و به او عشق میورزیم.u202c

u202bاما چرا بزرگ است؟ چه بزرگی ها و چه فضیلت ها دارد ؟ نمیدانیم. بر اساس مِلاکی که خودِ علی و مکتب او میدهد او را تحلیل و ارزیابی نمی کنیم،u202c u202bزیرا که اصولاً مِلاک ها را نمیشناسیم.u202c

u202bبر اساس سنت قدیمی خودمان و روحی که در جامعه مان نسل به نسل به ما به ارث رسیده، علی را و مکتبش را میشناسیم. تمامِ فضائل او را درu202c کرامات و معجزات و کارهای خارق العاده اش مُنحصر میکنیم و فقط به دنبال مُعجزات و کِرامات میرویم. مثلاً، در دورهٔ شیر خوارگی علی، یک اَفعی واردِu202c u202bشهر میشود و به مردم حمله میکند، و علی که در قُنداق بوده است دستهایش را در می آورد و اَفعی را میکشد! پس علی بزرگ است ! من نمیخواهمu202c u202bبگویم چنین چیزی هست یا نیست؛ اما شما میگویید علی امام است، یعنی اگر من از او پیروی کنم نجات خواهم یافت؛ میگویید او رهبر است، یعنیu202c u202bجامعه ما اگر دنبال علی برود، جامعه آزاد و متمدن و مترقی خواهد شد؛ اما چگونه میشود من از این چنین مردی که در کوچکی و در قُنداق اَفعی را ازu202c u202bوسط می دراند، پیروی کنم و نجات یابم؟ چگونه ممکن است جامعه ما از کسی که چنین کارِ درخشان مُحیّر الْعُقولی را انجام میدهد پیروی کند و بعدu202c u202bمتمدن شود؟ چه جور؟.... من نمی فهمم!!u202c

u202bبر فرض که علی، روزی یک مرتبه، چنین معجزاتی کرده باشد، چگونه من او را بِستایم تا واقعاً از پیروی علی و از مذهب علی استفاده کنم و جامعه امu202c، u202bجامعه ای مترقی بشود و پیش برود؟u202c

u202bچرا چنین کاری میکنند؟ زیرا در طول هزاران سال، بینش مذهبی بشر این چنین بوده که دنیای خاکی که ما انسانها روی آن زندگی میکنیمu202c u202bپَست است، پایین است و از همه پایین تر؛ بعد از این دنیا اَفلاک مختلفی است که بالاتر از زمین می باشند؛ این افلاک هر چه به طرف آسمان بالاترu202cu202bمیرود، عالیتر و برتر و متعالی تر میشود؛ از آنجا که میگذرد به عالَم فرشتگان میرسد که عالَم بالاتر از زمین و بالاتر از انسان است؛ از عالَم فرشتگانu202c u202bکه میگذرد به عالَم خدایان و یا خدا میرسد؛ و این سلسله مراتبی است که ما از نظرِ ارزشهای بزرگ انسانی و ما فوق انسانی در طول تاریخ بشر و درu202c u202bهمه مذاهب قائل بوده ایم.u202c

u202bبنابراین بینش، انسان در پَست ترین مرحله قرار دارد و بَعد فرشتگان اند، و بعد خدایان و خدا. این طرزِ فکر و بینش که واردِ اسلام میشود، علی را وu202c u202bاسلام را درست ارزشیابی برعکس میکند و چون ما، متفکران و بنیان گذاران این مذهب و این دین را با همین بینش ضدِ اسلامی می سنجیم و تحلیلu202c u202bمیکنیم و بعد میپَرستیم و میستاییم، نتیجه ای نمیگیریم.u202c

u202bآقای گورویچ ـ یکی از استادان من ـ که جامعه شناس معروفی است میگفت: من هفتاد سال در جامعه شناسی با مکتب "ِاستروکتورالیسم" u202b(Structuralismeu202c) که یکی از مکاتب جامعه شناسی است، مبارزهٔ خستگی ناپذیر کردم، و بعد کتاب لاروس را که در آن شرح حال مرا نوشته بود باز کردمu202c u202bو در آنجا خواندم که "آقای گورویچ یکی از بزرگترین بنیان گذاران مکتب استروکتورالیسم در جامعه شناسی است!"u202c

u202bاین نتیجه کارِ من است! بعد زیرِ آن (معرفی) دیگر هر چه از گورویچ تعریف کنند و ستایش کنند که این یک نابغه بزرگ است و یا بزرگترینu202c u202bجامعه شناس عالَم است، دیگر فایده ای ندارد.u202c

u202bدر فلسفه خلقت انسان در اسلام می بینیم، خداوند با این صراحت یک مجلس امتحان بزرگ ترتیب میدهد، امانت خود را بر زمین و کوه ها و فرشتگانu202c u202bو حتی فرشتگان مُقرب عرضه میکند، همه از پذیرفتن آن سرباز میزنند و انسان آن را برمیگیرد. خداوند فرمان میدهد که همه فرشتگان و حتیu202c u202bفرشتگان بزرگ باید به خاک بیفتند و در برابرِ انسان سجده کنند. این نشان میدهد که در اسلام، انسان بزرگتر از فرشته است و مقامِ آدم، مقامِ بشریت،u202c u202bمقامِ انسانیت، اَعلی و اَشرف از مقامِ فرشته و حتی فرشتگان مُقرب است.u202c

u202bبنابراین اگر بخواهیم اسلامی بیاندیشیم و اگر بخواهیم دربارهٔ علی، به عنوان یک مسلمان که دربارهٔ امامش حرف میزند، حرف بزنیم و بطور خلاصهu202c u202bاگر یک بینش اسلامی بخواهد راجع به علی سخن بگوید، خود به خود به دنبال فضایلی از علی که خواست انسان متعالی است میرود، انسانی که مسجودِu202c u202bمَلائک است و از ملائک مُقرب تر و بالاتر و برتر است.u202c

u202bاما ما این درک را نداریم، این بینش هنوز واردِ ذهن مان نشده و بنابراین برای این که بزرگترین ستایش را از امامان مان و پیغمبرمان و بزرگترینu202c u202bمُقدسین خودمان بکنیم، صفات فرشته ای به آنها منسوب میکنیم و خیال میکنیم که اگر امام را به مقامِ یک فرشته بالا ببریم، او را از مقامِ انسان بالاترu202c u202bِu202bِu202cu202bبرده ایم، در صورتی که پایین ترش آورده ایم!u202c

اگر همه این کرامات را که مربوط به فرشتگان است، منسوب به ائمه خودمان کنیم و ثابت نماییم که امامان ما جزءِ فرشتگان مُقرب خداونداند، ازu202c u202bنظرِ قرآن، مقامِ آنها را از آدم و انسان پایین تر آورده ایم. فضیلت پیغمبرِ اسلام در این نیست که سایه ندارد، زیرا ارواح سایه ندارند، فرشتگان سایه ندارندu202c u202bو موجودات غیبی هستند که سایه ندارند! این فضیلتی برای پیغمبرِ اسلام نیست و چنان کاری و چنان قهرمانی ای برای علی فضیلت به شمار نمیرود،u202c u202bزیرا اگر هم چنان کراماتی در علی باشد، علی به مقامِ فرشتگان میرسد. اما مقامِ علی از فرشتگان بالاتر، و مسجودِ ملائک است.u202c

u202bبنابراین در شخصیت او باید ارزشهای انسانی را جستجو کنیم، نه ارزشهای فرشته ای را. ولی چون بینش ما یک بینش ضدِ اسلامی و قبل از اسلامیu202c u202bاست و با همان نگاه علی را میشناسیم، اینست که از علی و از راهبران مان فرشتگانی ساخته ایم که به کارِ رهبری ما نمی آیند؛ زیرا از فرشته نمیتوانu202c u202bپیروی کرد و فرشته نمیتواند جامعه بشری را نجات دهد. انسان متعالی است که میتواند انسان را نجات بخشد؛ و انسان متعالی، علی است.

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 ساعت: 7:31

صفحه بندی